آسایشگاه سالمندان خردمند، مرکز توانبخشی و مراقبت شبانه روزی سالمندان و معلولین در کرج
1395/10/23 16:37

راهنمای مدیران مراکز سالمندان

راهنمای مدیران مراکز سالمندان

تهیه و تنظیم :

دفتر امور سالمندان سازمان بهزیستی کشور

 

مقدمه

بدون شک در جهان رو به توسعه امروز، تأمین رفاه و آسایش شهروندان و اتخاذ تدابیری در جهت ایجاد احساس رضایت از نحوه زندگی در زمزه دغدغه های اصلی جوامع بشری می باشد. در این رهگذر توجه ویژه به گروه های خاص آسیب پذیر نظیر زنان، کودکان، افراد دارای معلولیت، اقلیت ها و نیز سالمندان در سرلوحه امور قرار می گیرد.

در کشور ما با توجه به تأکید ویژه دین مبین اسلام برمحرومیت زدایی و دستگیری از نیازمندان و نیز فرهنگ غنی ملی، رویکردهای نظام به سوی توسعه عدلت اجتماعی و رفع فقر، بیماری و ناتوانی جهت گیری شده است.

سالمندان در زمره گروه های اجتماعی خاص قرار می گیرند که نیازمند برنامه ریزی و سیاستگزاری هدفمند دولت و مردم بوده و با توجه به رشد فزاینده جمعیت سالمندی و افزایش امید به زندگی، ارتقاء کیفیت زندگی و مشارکت در روند توسعه جامعه از خواسته های بحق آنان می باشد.

سازمان بهزیستی کشور بنا به وظیفه ذاتی خود، پوشش رفاهی و توانبخشی را برای افراد سالمند نیازمند که دارای معلولیت می باشند، ایجاد نموده و در این راستا از طریق بخش غیردولتی به گسترش کمی و کیفی خدمات خود در سالیان اخیر نایل شده است.

با توجه به اینکه تعداد زیادی از هموطنان سالمند ما به علت مشکلات جسمی، روحی – روانی و اجتماعی مجبور به اقامت در مراکز شبانه روزی توانبخشی سالمندان می باشند و نیز با عنایت به نقش آموزش در ارتقاء کیفیت ارائه خدمات مورد نظر، سازمان بهزیستی کشور کتابچه حاضر را جهت راهنمایی مدیران مراکز توانبخشی سالمندان با مفاهیم اولیه سالمندی و نیز نکات مدنظر در مدیریت صحیح مراکز فوق الذکر توسط دفتر امور سالمندان تهیه نموده است.

ضمن آنکه مطالعه این کتابچه، اطلاعات مفیدی را در اختیار مدیران محترم مراکز قرار می دهد، آنان را از مطالعه متون و منابع موجود بی نیاز نمی کند.

در خاتمه از تلاش و زحمات همکاران محترم دفتر امور سالمندان آقایان دکتر نحوی نژاد، سعادتی، خواجه حسینی، ایدی، نامجو و خانم ها پولادی، کنزی، کسرایی، میرشاه قاسمی، رعیت، فهیمی و دهستانی تشکر و تقدیر می نمایم.

 

                                                                                                    کاظم نظم ده

                                                                                               معاون توانبخشی سازمان بهزیستی کشور

                                                                                             زمستان 86

 

تاریخچه مدیریت

بررسی های تاریخی نشان می دهد که با آغاز زندگی گروهی انسان، به منظور رفع هر چه بهتر نیازهای اولیه، سازماندهی امور و مدیریت به شکل ابتدایی آن، شروع شده است. تا قبل از قرن بیستم سازمان ها در مقیاسی کوچک و با استفاده از روش های ساده اداره می شدند و هنوز پیچیدگی امروز خود را پیدا نکرده بودند. آنچه که به صورت مدون و برای اولین بار در زمینه مدیریت تهیه و ارائه شده است به فردریک وینسلوتیلور آمریکایی تعلق دارد که به عنوان بنیان گذار مکتب کلاسیک در مدیریت شناخته شده است( 1915-1856).

او معتقد بود برای انجام دادن هر کار همیشه راه بهتری وجود دارد و یافتن روش صحیح انجام هر کار، فقط با بکار بردن اصول مدیریت علمی ممکن است. اصول مدیریت علمی به شرح ذیل می باشد:

1-       تفکیک اجزای کار و تعیین بهترین و کوتاهترین روش انجام دادن هر یک از اجزای کار به طریق علمی

2-       انتخاب دقیق و آموزش صحیح کارکنان

3-       ایجاد محیط مناسب به منظور جلب همکاری کارکنان

4-       تقسیم مساوی و هماهنگ کار و مسئولیت بین کارکنان

بعد از مکتب کلاسیک، مکتب نئوکلاسیک با مطالعات هاتورن در سال 1927 مطرح گردید که معتقد بود کارکنان تحت تأثیر عوامل مادی قرار ندارند. بلکه عوامل دیگری مانند احساس غرور و برتری، شخصیت و هویت دادن، برخورد و رفتار انسانی شایسته موجب افزایش بازدهی و کارآیی می گردد.

بعد از مطالعات هاتورن که آغاز مکتب نئوکلاسیک بود دیدگاه های مختلفی در علم مدیریت مطرح شد که مهمترین آن را می توان « نظریه سیستم ها » دانست تا اینکه در نهایت حدود دهه هفتاد نظریه اقتضایی ( contingency ) را فردفایدلن ( Fred.E.Fiedlen ) مطرح کرد. وجه غالب این نظریه به عنوان آخرین نظریه در علم مدیریت، توجه به ویژگیهای بومی جوامع مختلف است که با مطرح شدن این نظریه، علم مدیریت، دچار تحولی بنیادین شد.

روش مدیریت بر مبنای اقتضاء بر این واقعیت تأکید دارد که آنچه مدیر درعمل انجام می دهد، وابسته به مجموعه شرایط موجود است.

 

بهبود مدیریت

مدیریت، فرآیند به کارگیری مؤثر و کارآمد منابع مادی و انسانی در برنامه ریزی، سازماندهی و بسیج منابع و امکانات، هدایت و کنترل آن است که برای دستیابی به اهداف سازمانی و بر اساس نظام ارزشی مورد قبول، صورت می گیرد.

در مبحث مدیریت کیفیت 8 اصل مبنا وجود دارند که منافع ناشی از بکارگیری اقدامات مدیران بر مبنای این صول، به منظور بهبود عملکرد مراکز در نظر گرفته شده است.

اصل اول- تمرکز بر مشتری

اصل دوم- رهبری

اصل سوم- مشارکت کارکنان

اصل چهارم- رویکرد فرآیندی

اصل پنجم – رویکرد سیستمی به مدیریت

اصل ششم – بهبود مستمر

اصل هفتم – تصمیم گیری بر مبنای واقعیت ها

اصل هشتم – ارتباط سودمند و دو طرفه با تأمین کنندگان

 

اصل اول : تمرکز بر مشتری ( focus Customer )

هر مرکزی به سالمندان خود وابسته است و باید نیازهای حال و آینده آنان را درک و آن را برآورده نماید و نیز باید برای عبور از انتظارات سالمندان خود برنامه ریزی و تلاش نمایند. در اصل تمرکز بر مشتری، شناخت و بررسی وظایف مدیر در مراکز سالمندان الزامیست چرا که رویکرد تمامی مسئولیت ها در جهت رضایتمندی سالمند و خانواده آنان می باشد.

1-1               * وظایف مدیر در قبال هیئت مدیره ( در مراکز هیئت امنایی ) :

در مراکزی که هیئت مدیره وجود دارد ارتباط مدیر و هیئت مدیره نوعی مدیریت شراکتی است، هیئت مدیره مسئولیت نهایی را بر عهده دارد و باید تمام خط مشی ها را تعیین کند و از تمام مسایل مالی، اداری و ارائه خدمات مطلع باشد. با توجه به این که ( هیئت مدیره ) نمی تواند شخصاً تمام وقت خود را صرف امور مرکز کند بنابراین یک مرجع اداری را به عنوان مدیر منصوب می کند که در واقع نماینده آنان است. مدیر باید با داشتن اختیارات مدیریت، خط مشی روشن و شفافی پیش رو داشته باشد و شرکت در تمامی جلسات هیئت مدیره و ارائه گزارشات از روندکار و چگونگی و نوع ارائه خدمات را از وظایف عادی خود بداند.

2-1 * وظایف مدیر نسبت به مراقبت حرفه ای از سالمندان:

در مراکز سالمندان، مدیر نمی تواند نقش مستقیمی در درمان بیماران ایفاد کند، بلکه باید یقین حاصل کند که بیمار به درستی پذیرش شده و گروه درمانی و خدماتی مسئولیت سالمند را با هماهنگی کامل بر عهده گرفته است.

3-1 * وظایف مدیر نسبت به پذیرش و ترخیص سالمندان:

بکارگیری فردی متخصص و با صلاحیت در امر ارزیابی و پذیرش بدون تردید مهم می باشد، بنابراین مدیر باید نظارت لازم را در گزینش یک سرپرست کارآزموده، علاقه مند و صبور در این بخش مهم اعمال نماید.

4-1 * وظیاف مدیر نسبت به بخش تغذیه:

-          شناخت نیازهای تغذیه ای در سالمندان

-          واگذاری بخش تغذیه به کارشناس ذیربط و نظارت بر حسن انجام امور تغذیه مرکز

-          تهیه امکانات لازم برای اجرای خدمات رژیم غذایی برای سالمندان

-          نظارت بر حسن خرید مواد غذایی مصرفی

-          نظارت بر طبخ غذا بر اساس برنامه مدون و مناسب وضعیت سالمندان

-          نظرات بر حسن نگهداری مواد غذایی

5-1 * وظایف مدیر نسبت به وضعیت فیزیکی مرکز:

-          نظارات بر امور نظافت، رنگ آمیزی، مصارف پارچه ، لباس، سوخت، مواد بهداشتی و ... و دریافت گزارش از مسئولین ذیربط به جهت رفع کمبودها و نواقص.

6-1 * وظایف مدیر نسبت به ایمنی در مرکز:

-          سالمند به دلیل ضعف قوای جسمی و کاهش مقاومت و گاه نداشتن تحرک لازم به حمایت های اضافی و همه جانبه نیازمند است، لذا برنامه ریزی دقیق در به وجود آوردن محیطی امن و آموزش پرسنل جهت مقابله با سوانح و حوادث از وظایف مدیران مراکز سالمندان می باشد.

 

اصل دوم: رهبری ( Leadership )

مدیر مرکز که از منش رهبری برخوردار است باید اهداف، مقاصد و جهت گیری یکنواختی را در مرکز ایجاد نماید و محیط داخل مرکز را به گونه ای ایجاد و نگهداری نمایند که کارکنان بتوانند در دستیابی به اهداف مرکز کاملاً مشارکت نمایند. مدیریت مرکز با منش رهبری باعث می گردد کارکنان اهداف مرکز را درک نموده و برای دستیابی به آنها از انگیزه کافی برخوردار شوند و با منابع مورد نیاز و آموزش های لازم پاسخگوی مسئولیت خود نیز باشند.

یکی دیگر از مزایای مدیریت با منش و خوی رهبری، ایجاد نمودن اعتماد در بین کارکنان  و سالمندان و از بین بردن ترس می باشد و ارزش های مشترک و مدل های اخلاقی در تمامی سطوح پرسنلی ایجاد گردیده و تقویت می شود .

در اصل رهبری، وظایف مدیر در مراکز سالمندان را می توان با عناوین زیر برشمرد:

1-2               * وظایف مدیر نسبت به شفاف سازی اهداف مرکز:

-          ابلاغ آخرین آئین نامه ها ودستورالعمل ها به پرسنل و نصب در محل مشخص و معین

-          نصب منشور حقوق سالمندان در مکانی از مراکز که قابل دید کلیه افراد مراجعه کننده به مرکز باشد ( از جمله سالمند – خانواده سالمند – خیرین – پرسنل شاغل )

2-2 * وظایف مدیر نسبت به پرسنل شاغل در مراکز :

-          ایجاد نمودن زمینه های آموزش در جهت ارتقاء سطح دانش و آگاهی پرسنل شاغل در مراکز در خصوص مسائل سالمندی

-          نظارت بر حسن اجرای پرداخت حقوق و دستمزد کارکنان و ایجاد تسهیلات بیمه ایی و خدماتی برای پرسنل مرکز

3-2 * وظایف مدیر نسبت به همکاری های فرامرکزی :

-          ارتباط مستمر با خانواده های سالمندان در خصوص تبادل اطلاعات از وضعیت روحی جسمی سالمند تحت نظر مرکز

-          ارتباط با سازمانهای دخیل در امور سالمندان دولتی و غیردولتی ( NGO ) در جهت ارتقاء سطح کیفیت خدمات به سالمندان

 

اصل سوم: مشارکت کارکنان ( Involvement of people )

کارکنان جوهره مرکز بوده و مشارکت آنها باعث خواهد گردید تا توانایی هایشان مزیت مرکز محسوب گردد.

ایجاد انگیزه، تعهد و مشارکت کارکنان نسبت به مرکز، نوآوری و خلاقیت درپیشبرد اهداف مرکز را به ارمغان خواهد آورد. برقراری مشارکت کارکنان در ارتقاء عملکرد مرکز باعث می گردد که :

1-       کارکنان اهمیت همکاری و نقش خود را در مرکز درک کنند

2-       کارکنان محدودیت ها ی عملکردشان را شناسایی کنند

3-       کارکنان مسئولیت حل مسائلی که بر عهد شان گذاشته شده را بپذیرند

4-       کارکنان عملکرد خود را در راستای مقاصد و اهداف مرکز ارزیابی کنند

5-       کارکنان آزادانه دانش و تجربیات خود را به اشتراک گذارند

6-       کارکنان آشکارا در خصوص مسایل و عواقب کارشنان بحث کنند

 

اصل چهارم : رویکرد فرآیندی ( Process approach )

نتایج مورد نظر در مراکز هنگامی که فعالیت ها و منابع مرتبط به صورت فرآیندی مدیریت می شوند، با اثر بخشی بیشتر حاصل می گردند. رویکرد فرآیندی باعث هزینه کمتر و چرخه زمانی کوتاه تر در استفاده از منابع بوده و نتایج بهبود یافته، سازگار و قابل پیش بینی را برای سازمان به ارمغان خواهد آورد. همچنین رویکر فرآیندی بر فرصت های بهبود متمرکز خواهد گردید و آنها را اولویت بندی می نماید. بکارگیری اصل رویکرد فرآیندی در مراکز باعث می گردد که :

1-       فعالیت های ضروری به منظور دستیابی به نتایج مورد نظر به صورت سیستمی تعریف شوند.

2-       مسئولیت و پاسخگویی برای مدیریت فعالیت های کلیدی به صورت شفاف ایجاد گردد.

3-       پیامد ها و اثرات فعالیت های ذینفعان ارزیابی گردد.

 

اصل پنجم : رویکرد سیستمی به مدیریت ( System approach to management )

شناسایی، درک و مدیریت فرآیندهای مرتبط به هم به عنوان یک سیستم، کارآیی و اثر بخشی مراکز را در دستیابی به اهداف خود یاری می دهد. مدیریت سیستمی با یکپارچه و مرتب نمودن فرآیندها به عنوان بهترین روش دستیابی به اهداف مورد نظر، رضایت مندی مشتریان خود را در پی خواهد داشت.

اصل ششم: بهبود مستمر ( improvement continual )

بهبود مستمر عملکرد مرکز باید یک هدف ثابت برای آن مرکز باشد. با اصل قرار دادن بهبود مستمر در مرکز، انعطاف برای واکنش در برابر فرصت ها پدید خواهد آمد.

در جهت بهبود مستمر در یک مرکز می بایست:

1-       منابع انسانی آشنا به روش ها و ابزارهای بهبود مستمر عملکرد بکار گرفته شود.

2-       بهبود مستمر در فرآیندها به عنوان یک هدف مشترک برای یکایک کارکنان مرکز تعریف گردد.

3-       مقاصدی برای هدایت و اقداماتی برای ردگیری بهبود مستمر ایجاد گردد.

4-       بهبودهای صورت گرفته، تشخیص داده شده و تصدیق گردند.

 

اصل هفتم : تصمیم گیری بر مبنای واقعیت ها ( making approach to decision factual )

در هر مرکزی اتخاذ تصمیمات در راستای بهبود مستمر بر مبنای اطلاعات موجود میسر می باشد. با تعیین نیاز سنجی بر اساس اطلاعات موجود و به روز در هر مرکز می توان بر مدیریت مالی و اداری در مراکز اشراف کامل داشت و در این رابطه با کنترل هزینه ها و سمت و سو دادن به اعتبارات موجود بهترین بهره وری را در مرکز به اجرا گذاشت.

 یکی دیگر از نتایج تصمیم گیری بر مبنای واقعیت ها و آمار و اطلاعات موجود، ارائه ترازنامه یا بیلان مالی جهت ارائه به مرجع ذیصلاح می باشد و داده ها برای کسانی که به آنها نیاز دارند، در دسترس باشد.

 

اصل هشتم: ارتباط سودمند و دوطرفه با سازمان

( supplier relationships beneficial mutiny )

مراکز و سازمان تأمین کننده به یکدیگر وابسته هستند و رابطه دو طرفه، توانایی هر دو را برای ایجاد ارزش افزایش می دهد.
بکارگیری اصل ارتباط سودمند در مراکز عموماً باعث می گردد که :

1-       تأمین کنندگان برای تشخیص بهبودها و موفقیت ها تشویق شده و دلگرم شوند.

2-       تشریک مساعی در توسعه و بهبود فعالیت ها صورت گیرد.

3-       ارتباط شفاف و آشکار برقرار گردد.

 

 

نظرات

نظر شما
نام :
پست الکترونیکی :
وب سایت :
متن :

تصویر :